روزانه هام:)
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
و من بعد از دو سه روز کار تقریبا زیاد، امروز کمی سرگیجه دارم. کارم کلی دارما، اما خب نمیشه حالشو ندارم و باید دراز بکشم. شاید یه ذره کتاب فلسفه رو بخونم. واسه دانشگاه هم کار دارم اما نمیتونم انجام بدم
چهارباغ بارونی
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
امشب رفتیم چهارباغ، وای از برگای پاییزی که میریختن رو زمین و بارونی که گرفت... :) چقدر زیبا بود. نان خرمایی های چهارباغ هم که هیچی اصلا! و شکر خدای را از باران و برکت :)
این هفته از لحاظ دانشگاهی
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
این هفته اگه نمیرفتم دانشگاه بهتر بود اصلا! دوشنبه که نرفتیم واسه آلودگی. سه شنبه آز رو نرفتم، هوش رو رفتم که بچه ها گفتن زیاد درس میده و تشکیل ندیم. بعدی رو هم نموندیم و با شیوا رفتیم کافه. هوا خیلیی
ذهنم رو بریزیم بیرون :)
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
بیام از این ذهن آشفته بنویسم بلکه یکم اروم شه! +این دوروزه همش دانشگاه و بعدش کار. خسته خسته ام اما سروصدای تلویزیون نمیذاره بخوابم! پروژه های هرروز دارم و انشاا... بیشتر هم خواهند شد. تست و اینا هم د
دور دور
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:42
امروز با دوستم فاطمه رفتیم کافه و حرف زدیم. خیلی خوبببب بود چقدر نیاز داشتم به این حرف زدنا. البته قبلش رفتم حسابی دور زدم برای خودم تنهایی تو خیابونا که اونم حسابی چسبید. خدایا شکرت.
روزهای شلوغ اما دوست داشتنی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:42
تانیا پریشب اومد خونمون. انقدر حرفای شیرین میزنه، از پلیس بازی گرفته تا دکتر بازی رو یاد گرفته و کلی شعر خوشگل میخونه. مثل یه توپ دارم قلقلیه. انقدر حرف جدید یاد گرفته که فکرشو نمیکردم. میگم کیک دوست
من
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:42
الان جایی خوندم که تنها نظر خودم درمورد زندگیم مهمه و بنابراین باید خودمو دوست داشته باشم فقط . واقعا درسته. مهمترین نظر نظر خودمونه.
نامه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
و من بازم نامه ای به بیست و یک سالگی خودم رو خوندم، هر بار شگفت زده ام میکنه و حالمو خوب. خدایا شکرت واقعا
مادمازل شنل
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
حدس میزدم که قراره خوندن کتاب مادمازل, شنل خیلی طول بکشه چون قصه ای از موفقیت هاست و احتمالا عاری از هر چیز جذب کننده به جز شوق موفقیت ؛ اما اینطور نبود و این کتاب به غایت جالب بود. یکی همین به موفقیت
شب برفی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
از چیزهایی که توی یه شب که کمی برف بالیده میچسبه، اینه که بعد از تموم کردن کتاب شنل با یه چای نبات بشینی فصل اول بیگ بنگ رو دوباره ببینی... و بگی خدایا شکرت :)
روزای بی نتی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
بله من بی حوصله شدم از نبود نت و البته نبود کار. دیشب خواب دیدم نت وصل شده اما نشده در واقع! البته به جز نت اینترنت ثابت در بعضی استان ها. خلاصه مجبور شدم باز کتاب بخونم: آن دختر قبلی . که به نظر میرس
کتاب +شرحی از جمعه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
کتاب آن دختر قبلی تموم شد. (مدتی پیش تصمیم گرفتم این جمله همچنان برای اکثر کتابایی که میخونم ثابت باشه!). در واقع به علت جنایی بودن کتاب ، خیلی زودتر از اونچه فکر میکردم تموم شد. صبح بیرون بودم و بعد
از درسای کتابا
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
یه چیزیو یادم رفت بنویسم: موقع خوندن آنا کارنینا وقتی که کم کم داشتم از این کتاب لذت میبردم؛ دچار حس دوگانهای شدم. هم میخواستم این کناب تموم شه برم سراغ بقیه کتابها و هم اینکه خیلی خوشم اومده بود ازش
شکر خدای جان را
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
آخ که چقدر دلم واسه گوگل تنگ شده، منظور رو نگفته سریع برات نتیجه رو میورد. دقیقا چیزی که میخواستی. آخخخخخ. البته به پارسیجو پیام دادم که هیچ کارشون خوب نیست . اول فکر کردم انگیزهشون پایین میاد اما د
مدل کاری موردعلاقه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
و این رو ببیننننننننن: البته مهم ترین ویژگی شغل دلخواه من اینه که بشه توی خونه و درحالی که پشت میز کار خوشگلم که با سلیقه ی خودم مژگانیزه (!) شده نشسته ام انجامش بدم.که فعلا تحقیقی راجع به طراحی وب ن
اینترنت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
اون همه که سرم خلوت بود وسایل کیک رو پیدا نکردم اما الان که وسایل رو دارم کلی سرم شلوغه .دیروز رفتم دانشگاه به نت وصل شدم بعد مدتها اما زیاد خبری نبود. بعد هم مامانم adsl رو شارژ کرد و متصل شدیم به ای
شکر خدای را از همه چیز :)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:03
خب اول بگم که اینترنت همراه بالاخره وصل شد اینجا. و این خیلی خوبه و میچسبه؛ حتی با اینکه وای فای هست. دوم اینکه این چند روز حسااابی سرم شلوغ بوده و خواهد بود. کلی کار داشتم و از فردا هم درسامو میخوام
روز هیجانننن انگیز :)
-
تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 9:12
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
جایزه گردونه طاقچه
-
تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 9:12
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
عید :)
-
تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 9:12
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید