تانیای عشق :) - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 1:29
+امروز هم طبق معمولِ اکثر جمعه ها رفتیم باغ.با مامان بزرگ و بابا بزرگ و دایی و خونواده اش و خودمون. البته این بار پاسور بازی نکردیم.فقط تاب و الوچه و کمی توت و سیب زمینی زیر آتیش و اینا :) اما عزیزِ جانم، تانیا خانوم، دختر عموی خوشگلم رو دیدم :) عموم
هفته نوشت - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 21:23
نمرات میانترم زبان ماشین رو امروز بهمون گفتن.من از سیزده، ده شده بودم. سوال اخرمو که میدونستم اشتباهه [موقع امتحان روی تابلو بود ولی من اصلا تابلو رو ندیدم و روم اون طرف بود]. یکی دو تا سوالم بی دقتی کرده بودم.ولی خب بازم خوبه دیگه. دیروز کلاس مباحث
هوای بهاری رو عشق است :)) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
+جمعه شب وقتی رفتیم کافی شاپ متوجه شدم که یه نفر اونجا تولد گرفته. نزدیکای میزشون که رسیدیم خواهرم گفت این دوستت الناز نیست؟ نگاه کردم دیدم خودشه. اومد جلو سلام کرد و کلی هم قیافش متعجب شده بود. بهم گفت تو میدونستی؟؟ گفتم چیو؟ و یه دفعه فهمیدم قضیه چ
KVL خونگی :) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
امتحان الکترونیکککککک :) سخت بود. خوشحالم که سوال یک رو دوباره برگشتم حلش کردم و جواب درست [که با بقیه دوستام یکیه] رو به دست آوردم. اما kvl خیییلی سخت بود. Kcl کمی سخت بود. تونن متوسط سخت بود :) سوال یک خوب بود فقط. البته این حرف من نیستااا.همه میگ
تو این هوای بهاری :) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
+بعد از مدتها که دستور درست کردن چند جور اسموتی رو از نت گرفته بودم امروز بالاخره یکیش رو درست کردم. اسموتی بستنی که به جز بستنی توش توت فرنگی و آب آناناس بود.تقریبا خوشمزه بود. فکر میکنم باید آب آناناس رو کمتر میریختم.ولی کلی چسبید چون تو این هوای ب
گلای خوشگل - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
دو سه تا کبابی توی شهرمون هستن که من عاشق کباباشونم. امروز از یکیشون کباب گرفتیم و در یه تصمیم یهویی نشستیم سر میزی که توی ایوون گذاشتیم غذا رو خوردیم.به شدتتتت چسبید :) باغچه مون پر از گلای خوشگله. صورتی،قرمز، سفید،نارنجی و... همینکارا رو میکنین آدم عاشق خونه میشه دیگه :)
اردی بهشت :)) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
جمعه رو باغ بودیم.و خیلی هم خوش گذشت. هوا بهاری و عالی بود.باغ رو هم تازه ابیاری کرده بودن و انقدری باصفا بود که من وایساده بودم همه جارو نگاه میکردم.مامان اینا رفتن گلای خوشگل محمدی رو چیدن و مثل همیشه چای روی آتیش و تاب بازی و... بعدشم عمه، دختر عم
یونی نوشت :) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
خیلی خوشحالم که دیروز و امروز زودتر کلاسمون تموم شد.همچنین فردا هم ایشاا... خواهد شد.البته خودمون میخوایم زودتر بیایم که مباحث بخونیم.انقدر خوشم میاد کلاسا زودتر از موعد تموم شن.حتی شده ده دقیقه :) امروز که یک ساعت و ربع زودتر تموم شد و دیروز هم زود
ترم سه ی دوست داشتنی :) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
درسای ترم سه رو دوست دارم. Cisco packet tracer در شبکه رو دوست دارم.وقتی روتر هارو وصل میکنی به سوییچ و یا به روتر دیگه و آی پی هارو تنظیم میکنی و استاتیک مینویسی و بعد پیغام successful رو میبینی خیلی حال میده :) وقتی واسه الکترونیک یه مدار روی تابلو
مباحث وییییژه :) - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
و امتحان مباحث... :) چقدر سخت بود.البته من شخصاً فکر میکنم اگه یکم بیشتر و با دقت تر خونده بودم مطمئناً خیلی بهتر میدادم امتحان رو.کل هفته هی موکولش کردم به فردا. البته به جز پنجشنبه که خوندمش.دیروز هم شروع به خوندن کردم ولی برنامه های اخرو دیگه خوب
شبکه جان - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 18:26
امروز شبکه داشتیم.درس تئوری راجع به IP های classless ورژن 4 و 6 بود.و عملی هم وصل کردن روتر ها و اینجور چیزا بود به علاوه ی اتصال بی سیم و رمز گذاری روی packet ها و اینجور چیزا. قبلا هم نوشتم خیلی cisco رو دوست دارم. قراره جلسه بعدی سیم شبکه و دو تا سوکت ببریم. نمیدونم از اون مبحث هم خوشم خواهد اومد...
امروز کوکتل میل نمودم :) - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
از حق که نگذریم ساندویچ کوکتل دانشگاهمون خیلی خوبه :) البته دوستای دیگه ام تاحالا چنین نظری نداشتن ولی من خیلی دوست دارم کوکتلا رو. اصلا یه طعم خوبی داره که از همون اول مزه ش رفت زیر زبونم. با اینکه جور خاصیم نیستا ولی خپ :))))
بهارررر جان - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
+امروز یعنی دقیقا یه روز بعد از اینکه نوشتم تاحالا نشنیدم دوستام بگن کوکتلای دانشگاه خوشمزه س ولی به نظر من خوبه ؛ از چند نفر توی دانشگاه شنیدم که کوکتلای اینجا خوشمزه س و بریم کوکتل بخوریم :) +امروز بعد از اومدن از دانشگاه رفتیم بیرون و شیرینی گرفتیم و دکتر پوست رفتم و بعدشم رفتیم فروشگاه و یه چی
کافی شاپ قدیمی - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
یه کافی شاپ که نزدیک خونمون بود رو منتقل کردن به یه جای تاریخی توی شهر. امروز با دو تا از دوستام رفتیم ببینیم چه جوریاس. اصلا محیطش جالب نبود به نظرم. یعنی قبلا اون جا تاریخیه رو رفته بودم ولی حالا که کافی شاپ شده بود یه جوری بودش. من ک زیاد خوشم نیومد.حالا مطمئن نیستم باز برم یا نه. واسه حوصله و ای...
روز پدر مبارک :) - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
+مامانم به مناسبت روز پدر و سالگرد ازدواجشون [که دیروز بود] واسمون کیک پرتقالی که داخلش کشمش و گردو و زردآلو بود درست کرد.البته من و خواهرمم کمی بهش کمک کردیم. خیلی خوشمزه شده بود و حسابی چسبید. :) +امروز عصر بعد از مدتها که این تصمیمو داشتم رفتم توی حیاط نشستم و کتاب خوندم.منظره ی باغچه های سرسبز
الیزابت - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
دارم کم کم رمان "الیزابت گم شده است" رو میخونم. تقریباً آخراشم. ولی خیلی طول کشید تا به اینجا رسیدم. یه جاهایی از کتاب حس کردم چقدر تکراری شده ولی اینجایی که هستم [فکر کنم فصل سیزده] تقریبا روند خوبی داره و میخوام ببینم اخرش چی میشه درواقع. بی ربط: حال و هوای تابستون چقدر زیاده این روزا. خوشبختانه :...
ماود و الیزابت - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
کتاب "الیزابت گم شده است" رو بالاخره تموم کردم. با اینکه اواسطش ازش خسته شدم یه جورایی از یه جایی به بعد داستانش واسم جذاب شد و هرچی میرفت به سمت اخرش جذاب تر میشد. کتاب درباره یه پیرزنه که آلزایمر داره و فکر میکنه دوستش گم شده و از طرفی خواهرش هم وقتی پیرزن بچه بوده گم شده. و پیرزن مرتب درمورد خواه
وقتی باد میخوره تو صورتت :) - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
اولین بار کی تاب رو اختراع کرد؟! خیییلی چیز خوبیه. به خصوص وقتی از بالا میای پایین. انگار توی هوا سُر میخوری میری پایین. دم اون اقای باغبون که توی باغمون تاب زد گرم :) امروز طبق معمولِ اکثر جمعه ها باغ بودیم. مامان بزرگ و بابا بزرگ هم باهامون بودن. مامان بزرگ جان موهامو بافت،واسمون چای دم کرد، کلی ح...
از لحظه ها لذت ببرین :) - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
"در عرض زندگی کردن خیلی جذاب تر از در طول زندگی کردنه." جایی این رو خوندم و هر لحظه بیشتر پی میرم چقدر درسته.
میانترم، همین الان یهویی D: - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 18:08
امتحانا خیلی غیرمنتظره دارن میان! به جز پایگاه داده ک خبر داشتم فرداس و خوندم از اون هفته کم کم اصلا خبر نداشتم هفته ی آینده امتحان میانترمی خواهیم داشت. امروز زهرا بهم گفت شنبه امتحان شبکه داریم و دوشنبه هم الکترونیک. حالا شبکه هیچی ولی الکترونیک رو خیلی بلد نیستم و باید یکی واسم بگه. شیوا شاید بیا...

برچسب‌های مرتبط

من و درسام | ماجراهاي من و درسام | کتاب من و درسام | جانماز مادربزرگ | این روزا | این روزا گوزنو سر نمیبرن | این روزا با کی میخندی | این روزا میگذره | این روزا هم میگذره | این روزام میگذره