
چقدر این روزا خسته ام. چون هم کارم هست ک سنگین تر شده، هم ادیت کتابم، هم کلاس زبان ک امروز امتحان پایان ترم بود و یک ترم دیگه دارم. این امتحانای جدید خیلی استرس دارن و تازه وقتی تموم میشه و انرژیم ته میکشه میفهمم چقد استرس داشتم و راحت شدم! درباره کارم بگم که نویسنده ها خیلی حرص میدن. نیاز دارم استخدام کنم بعد که انجام میشه ی سری انقدر بی مسئولیتن که خدا میدونه واقعا خسته شدم از دست بعضیاشون. بقیه اش خوبه. یعنی بعضی وقتا به شدت خسته کننده میشه و ناراحت کننده و عصبانی کننده اما بقیه وقتا خوبه. نمیدونم چرا حواسم پرت شد دیگه میخوام برم! اما اینم بگم طبق برنامه جمعه ادیت کتاب تموم میشه و تازه میرم سر این قضیه که نمیدونم چطوری باید منتشر کرد. میدونم برای ناشر باید بفرستم اما خب یکم پیچیده ...
ادامه مطلب
انقدر این روزا میریم بیرون که نگو ودقیقا هم سبک زندگی مورد علاقه خودمه. بیرون رفتن شبا تا یازده اینا! البته نه هر شب، مثلا امشب میخوام بمونم خونه رو کتابم کار کنم و همینطور نویسنده استخدام کنم. راستی نوشتم عمو منوچهر اومده؟ دیشب باهاش رفتیم راویس چیاکو غذاش خیلی بد بود. قهوه کافه همراهم برخلاف همیشه خوب نبود. البته شاید چون دی کف سفارش دادم. بعد اینکه هفته پیشم رفتیم تش کباب که نسبتا خوب بود مخصوصا ادنا کباب و بعد رفتیم طنجه برای چای و باقلوا. خوشمزه بود اما یکم گرون. چند باری هم عمو اینجا بود و غذا از بیرون گرفتیم و خلاصه که باید رژیم بگیرم :)))) با همسرش هم انگلیسی حرف زدیم که خیلی خوب بود و انقدرم خوش اخلاقه که نگو. کار و همه چی خوبه. جمعه رفتم کافه و کتابم خریدم ک...
ادامه مطلب
امروز روز شانسم بود! خب شایدم نبود! به هرحال صبح که فکر میکردم کمی وزن اضافه کردم با ترس و لرز رفتم روی ترازو و در کمال تعجب دیدم وزن کم هم کردم! خیلی خوشحال شدم انقدر که چند ثانیه اول نمیفهمیدم دقیقا دارم روی ترازو چی میبینم! بعدش برای صبحانه ام املت درست کردم و تخم مرغش دو زرده از اب درومد! البته چند روز پیش هم اتفاق مشابهی افتاد. البته شواهد خوش شانسی امروزم همینجا تموم شدن و دیگه نشونه ای مبنی بر این موضوع پیدا نکردم. البته اتفاق خاصی نیفتادن هم گاهی از خوش شانسیه! امروز کتاب زنی در کابین ده رو تموم و کتاب بادام رو شروع کردم. دو قسمت از سریال بلک میرور رو هم دیدم که اولی واقعا جذاب بود. درباره انتقال ناخوداگاه فردی به دیگری و... اما میخوام یه چیزم از چند روز پیش بگم. برای یکی...
ادامه مطلب
آلان تو فهمفلسفه جلد دو خوندم جه برای دوست داشتن ادمای دیگه، اشیا و خودمون ابتدا باید خدا رو به نحوه درست دوست داشته باشیم. عشق خدا باعث گناه نمیشه و موقتی نیست. بعد دیدم بله! همونطور که قبلا هم به ا...
ادامه مطلب
خب اول بگم که اینترنت همراه بالاخره وصل شد اینجا. و این خیلی خوبه و میچسبه؛ حتی با اینکه وای فای هست. دوم اینکه این چند روز حسااابی سرم شلوغ بوده و خواهد بود. کلی کار داشتم و از فردا هم درسامو میخوام...
ادامه مطلب
امروز بالاخره کتاب "دختر خوب " رو تموم کردم. درباره دختری بود که حس میکرد والدینش دوستش ندارند .به خصوص پدرش که علایق دختر رو زیر سوال میبرد و دائما اون رو با خواهر بزرگترش مقایسه میکرد.این دختر همون اولای کتابدزدیده میشه اما موضوع پیدا کردن دختر نیست .چون توی کتاب مشخصه که دختر پیدا میشه , بلکه ...
ادامه مطلب
*امروز بسته ی خوشگل سیب اسکچ که شامل سیبرد گل گلی، سه تا پیکسل خوشگل به همراه شیش تا بوکمارک و شیش تا کارت هدیه بود به دستم رسید.کیبوردم با این سیبرد خیلی خوشگلل شده.همینطور که کیفم با پیکسلا. :) *امروز کلاس الکترونیک تشکیل نشد. دیروز صبح آرزو کردم کاش توی کانال بزنن تشکیل نمیشه و زدن :) *میخوام واسه سال جدید شیشه آرزو ها درست کنم :) *ماسک ذغال گرفتم و تا الان یه بار استفاده کردم.خیلیییی خوب بود و پوستمو عالی کرد :) ...
ادامه مطلب
این روزا دارم تمرین رانندگی میکنم. بزرگترین دستاوردمم اینه که میتونم ماشینو از خونه ببرم بیرون یا بیارم تو:دی! رانندگی تو شهرمم بهتر شده.چند روز پیش مامان بزرگمو رسوندم جایی:) البته بابام کنارم بود.و امروزم بابا اینا رو بردم گلخونه.خیلی خوشم میاد همه رو برسونم یه جایی:دیییییهنوز گواهینامه م نیومده و هنوز نرفتم جاده دانشگاه. ولی بیصبرانه منتظر اینم که خودم با ماشین برم دانشگاه. به امید اون روز :) بعدا نوشت :کمتر از نیم ساعت بعد از انتشار این پست گواهینامه م اومد:) به جاده دانشگاه خواهیم رفتتتت:))))))...
ادامه مطلب
امروز وقتی توی دانشگاه بودم مامانم توی تلگرام عکس یه ماشین رو فرستاد وگفت این ماشینو قراره بگیریم.رسیدم خونه دیدم ماشین توی حیاطه. این هم از ماشین :) گواهینامم هم که به زودی میاد :) خدایا شکرت کلی :))))...
ادامه مطلب
یه گل قرمز خوشگل خورشت ماست بیرون رفتنِ خوب +خوبی نوشتن اتفاقای خوب هم اینه که به چیزای مثبت بیشتر توجه میکنم هم گاهی میرم یه چیز مثبت ایجاد کنم که بتونم بنویسم....
ادامه مطلب
مدل جدید موهام :) (از لحاظ بستن البته) پانتومیم و لب خوانی باخواهر جان و دختر دایی ها :) گلهای جدیدی که مامانم کاشت توی گلدونای کوچولو:) خندوانه:))))) خوشی و حال خوبی :) این خیلی خوبه دیگه. کلی و خوب! پ.ن: پنج تا شد :دی سه روزشم تموم شد دیگه ولی خوب بود کلا:) ...
ادامه مطلب